سفارش تبلیغ
صبا
مجلس دانش، باغ بهشت است . [امام علی علیه السلام]
پیغام سروش
 
ویژگی مهم جامعه ی عوام زده

یک ویژگی مهم جامعه‌ی عوام‌زده، حس بالای قهرمان‌سازی و یا مقدس‌سازی از شخصیت های مشهور، به‌ویژه در بُعد ملی و مذهبی است.
اما این قهرمان‌سازی یا مقدس‌سازی چه نتایجی دارد؟
نخست اینکه هاله‌ای قدسی دور شخص مقدس و یا قهرمان کشیده و راه هرگونه نقد را بر وی می‌بندد؛ در این حالت، اگر  شخص مقدس و یا قهرمان، دارای عیبی هم باشد، مجالی برای نقد و اصلاح نمانده و چه‌بسا این عیب به‌مرور زمان بزرگ‌تر شده و حتی چون الگوی جامعه به‌ویژه جوانان است، این عیب، به آنان هم سرایت می‌کند.
دوم اینکه این قدیس یا قهرمان، عملاً تبدیل به سنگری می‌شود تا عده‌ای که عموماً در این مقدس‌نمایی و قهرمان‌نمایی نقش داشته‌اند،‌ پشت سر وی قایم شده تا راه هرگونه اعتراض و انتقاد را نسبت به اعمال خود ببندند و هرچه می‌خواهند بر سر ملت بیاورند.
اما از همه مهم‌تر اینکه ممکن است ذهن عوام، به‌ویژه نسل جدید، دچار تناقض شود. از یک طرف فردی را یا نهادی را نمونه‌ی همه‌ی خوبی‌ها و پاکی‌ها می‌دانند و از طرف دیگر ممکن است شاهد عملی یا سخنی باشند که منطقاً اشتباه است!
در این حالت سه احتمال وجود دارد:
1. عوام آنچنان دچار تعصب هستند که برای هر عمل و گفته‌ی ولو غلط، توجیهی حتی مضحک می‌تراشند؛ حداقش این است که می‌گویند: «حتماً یک چیزی هست که ما نمی‌فهمیم».
در این حالت شاهد جماعتی شدیداً غیرمنطقی، نفهم و عصبی‌مزاج هستیم که دائماً با عَلَم تکفیر و خط‌کش دوست و دشمن با مخالفان و منتقدانشان برخورد می‌کنند.
2. عوام به‌شدت دچار سرخوردگی شده و چون نمی‌توانند در ذهنشان تحلیل درستی نسبت به آنچه می‌گذرد داشته باشند، نسبت به همه‌چیز و همه‌کس، حتی قدیسان و قهرمانان دیروز، بدبین شده و در ادامه یا از جامعه منزوی می‌شوند و یا تبدیل به شخصیت ضداجتماعی و خشونت‌طلب می‌گردند.
3. اینقدر قدرت تحلیل و منطق بالا دارند که از عوامی درآمده و به صف خواص درآیند و دریابند، آن‌کسی که برایشان قهرمان و مقدس هست، در‌هرحال، بری از اشتباه و خطا نیست و او هم ممکن است روزی آن کند که نباید! پس معقول آن است که نگاهی متعادل‌تر به مسائل داشته و افراد و جریان‌ها را با مجموعه‌ی نقاط مثبت و منفی ارزیابی کرده و بسنجند.
بی‌شک جامعه‌ای آینده‌ای درخشان و موفق خواهد داشت که مثل خواص بیندیشد و با قهرمان‌سازی و مقدس‌سازی، هاله‌ی عصمت به دور هیچ شخص و گروهی نکشیده و راه نقد و ارزیابی عملکرد و مسئولیت خواستن را بر خود نبندد.
به امید روزی که همه‌ی ما به مدد مطالعه و تفکر نقادانه و به‌دور از تعصب، اهل خواص باشیم نه عوام.


کلمات کلیدی: سیاست، جامعه

نوشته شده توسط عباس مهدوی 97/1/26:: 5:48 عصر     |     () نظر
 
خوزستان، ثروتمندی مستمند و زخم خورده، در حاشیه ی جنوب غربی ایران

حال خوزستان به‌عنوان یکی از غنی‌ترین استان‌های ایران، اصلاً مساعد نیست. آبش را می‌برند، با طرح‌های اشتباهی مثل سد گتوند، آنچه مانده را شور می‌کنند، آن‌ آبی هم که هنوز شور نشده خرج طرح‌های غیر اقتصادی مانند کشت نی‌شکر می‌شود!
از طرف دیگر فعالیت‌های شرکت نفت خود یکی از عوامل خشک شدن هورها و گسترش بحران ریزگردهاست.
اما کاش همه‌ی معضلات این استان زرخیز، به همین‌جا ختم می‌شد. یک شهروند اهوازی، از جمله عوامل نارضایتی و خشونت را در این استان، رفتارهای تبعیض‌آمیز به‌ویژه علیه اقوام عرب می‌داند؛ «به عنوان نمونه، تبعیض در استخدام، باعث شده در بین برخی از مردم، شرکت ملی حفاری به شرکت ملی بختیاری معروف شود».
فقر و بیکاری در کنار معضلات آلودگی هوا، شوری و انتقال آب و در رأس همه تبعیض در تقسیم فرصت‌ها و مشاغل و نگاه امنیتی به فعالیت‌های برخی از اقوام به‌ویژه اعراب که نمونه‌اش را در برخورد شدید و غیر منطقی با جوانی هیجان‌زده و البته ناراضی از فقر و بیکاری و تبعیض، در مسابقه‌ی فوتبال دیدیم که گویا شعاری داده بود؛ همگی مسائلی است که خوزستانی‌ها هرروز با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و گاهی هم به اعتراض بر می‌خیزند.
نکته‌ی دیگر اینکه گویا عده‌ای مایلند حتی از نحوه‌ی پوشش تاریخی اقوام عرب به بهانه‌ی شباهت با اعراب سعودی، درحالی‌که هیچ ربطی به سعودی‌ها ندارد، داستان امنیتی درست کنند! اما مگر چفیه‌ی قرمز در طول تاریخ، جزئی از فرهنگ و پوشش ایرانیان عرب نبوده است؟ آیا فکر نمی‌کنیم این قبیل رفتارها که حتی گاهی در انتخاب نام اماکن و شهرها نمود پیدا می‌کند، باعث ایجاد حس سرکوب هویت قومی و نارضایتی می‌شود؟
یکی از مسئولان محلی استان می‌گوید: «اعراب خوزستان خود را هرگز جدا از ایران ندانسته و بر ایرانی بودن خود می‌نازند، این حقیقتی است که حداقل در دفاع مقدس به عینه ثابت شده است؛ حتی بر خلاف برخی از جوسازی‌های دشمنان، در هیچ یک از اعتراضات اخیر صحبتی از جدایی نبوده  و فقط اعتراض مدنی نسبت به مسائل هویتی و اقتصادی بوده است؛ ولی گویا برخی از مسئولان، به‌ویژه سکان‌داران اقتصاد خوزستان، دوست دارند طور دیگری بیاندیشند».
وی افزود:‌«متأسفانه حتی صداوسیما در این زمینه بی‌دقتی می‌کند، اخیراً در برنامه‌ی کلاه‌قرمزی محل سکونت هر قومی را با عروسک روی نقشه‌ی ایران نشان دادند بدون آنکه کوچک‌ترین اشاره‌ای به اقوام عرب ساکن خوزستان شود که این خود باعث اعتراض مردم شد».
این مسئول که نمی‌خواست نامش فاش شود در ادامه گفت: «فقط اقتصاد «راهیان نور» به‌تنهایی می‌تواند تا حدود زیادی فقر و بی‌کاری را از چهره‌ی این استان ثروتمند بزداید؛ ولی متأسفانه دستگاه‌های حکومتی، به‌ویژه نظامی، حتی فلافل‌فروشی‌های مسیر راهیان نور را به دست مردم بومی نمی‌دهند».
به‌نظر می‌رسد تداوم بی‌اعتنایی به آنچه در خوزستان می‌گذرد و به‌ویژه نگاه صرف امنیتی به اعتراضات مردم، نه تنها حلّال مشکلات کمرشکن این خطه‌ی شهیدپرور نباشد بلکه با ادامه‌ی این روند، باید منتظر حوادث تلخ‌تر و حتی سوء‌استفاده‌ی بیشتر دشمنان باشیم.
هرچند بدون شک خوزستانی‌ها از هر قوم و زبانی که باشند هرگز به دشمنان و بدخواهان ایران و انقلاب، مجال عرض‌اندام و سوء‌استفاده نخواهند داد؛ اما آیا بی‌مهری مسئولان را هم تا ابد بی‌پاسخ خواهند گذاشت؟ الله‌اعلم!


کلمات کلیدی: سیاست، فرهنگ، عمومی

نوشته شده توسط عباس مهدوی 97/1/19:: 11:57 عصر     |     () نظر
 
پایتخت5، از تبلیغ ترکیه تا مسکّنی به نام امنیت!

پایتخت 5 این شب‌ها خوب دارد ترکیه را تبلیغ می‌کند و جالب‌تر آنکه گویا عواملش اصرار ویژه‌ای دارند که تقریباً در هر سکانش، زن یا دختری زیباروی با تی‌شرتی چسبان بر تن یا مرد ترکی شلوارک پوش را نشان داده و حتی گهگداری خیلی زیرسبیلی به‌طوری که بعضی‌ها متوجه نشوند، در نمایی دور، شبانه و کدر، زنی نیمه‌عریان را به تصویر بکشد!
اما گویا این محصول سازمان فرهنگی-رسانه‌ای اوج که گفته می‌شود متعلق به یکی از نهادهای فوق مقدس نظام است، رسالت دیگری هم دارد و آن نشان دادن ناامنی ترکیه و متعاقباً اثبات این مهم که ایران امن‌ترین کشور منطقه و اصلاً جهان است؛ پس شکر نعمت به جای آورید و از این بهشت برین، لذت ببرید.
البته پایتخت 5 اولین نمونه‌ای نیست که در آن، مردم را نسبت به آنچه در خارج می‌گذرد و در صورت کفر نعمت ممکن است بر سر خودشان بیاید، می‌ترساند. مسلماً آخرین مورد هم نخواهد بود؛ اما یک نقطه‌ی اشتراک و یک نقطه‌ی افتراق با آثار مشابه‌اش دارد.
افتراق آنجاست که در تناقضی آشکار با هدف نهایی سرمایه‌گذاران انقلابی؟! و به  قول حاتمی‌کیا، گم‌نام سریال، چنان تصویری از ترکیه و اماکن گردشگری‌اش نشان می‌دهد که هر مخاطبی را ترغیب به سفر می‌کند و اما نقطه‌ی اشتراکش در مورد ناامن جلوه‌دادن این کشور و هشدار درباره‌ی عواقب مهاجرت غیرقانونی اینکه حنایش مثل دیگر آثار مشابه رنگی نخواهد داشت؛ چرا؟
بله، قبول داریم، به‌راستی ترکیه در بهترین حالت بیش از 50 سال است که در مناطق شرقی و بعضاً جنوبی خود ناامن است و جنگ می‌کند. چندین کودتا را تجربه کرده و چه‌بسا بمب‌گذاری و تارِشگری (تروریست) آن هم در اسلامبول، یا قول دولت لائیک، استانبول، امری عادی در این کشور باشد.
اما کماکان درآمد حاصل از گردشگری ترکیه‌ی به‌راستی ناامن، بیشتر از درآمد نفتی ایران امن نباشد کم‌تر هم نیست. این کشور همچنان رقیب جدی و حتی پیشتاز ما در اقتصاد و تولید علم هست؛ فیلم‌ها و سریال‌هایش را به دنیا عرضه می‌کند، خواننده‌هایش چهره‌های جهانی نباشند، حداقل در ایران شهرت بسزایی دارند و با اینکه جنگ‌زده است و حکومتی لائیک دارد، هنوز چالش بزرگی در مسیر تبدیل شدن ایران اسلامی و انقلابی به الگوی برتر ممالک اسلامی و مسلمانان است و حتی توانسته با چند شبکه‌ی فارسی، کل رسانه‌ی ملی ایران را با این همه دبدبه و غبغبه به چالش بکشد!
حالا گیریم پایتخت نه! مرگ تدریجی یک رویا! مرگ تدریجی یک رویا نه، شلیک نهایی یا ده‌ها فیلم و سریال مشابه بسازند که سرنوشت مهاجرت کتک خوردن و سر کلاه رفتن و سرمایه از دست دادن و بی‌چارگی است و ترکیه چنین و چنان است و ایران بهشت موعود! البته اغلب مسافران ترکیه هم از رشوه‌خواری پلیس و ناامنی این کشور و حتی گاهی از امساک ترک‌ها در رسیدگی به جاده‌هایشان می‌گویند؛ ولی باز به سفر ترکیه می‌روند!
این‌ها همه یعنی ما داریم آب در هاون می‌کوبیم؛ یعنی یک کشور با مدیریت صحیح، حتی با وجود چالش‌های امنیتی می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد؛ آن هم درست در مواردی که رشدشان ربط مستقیم به امنیت دارد؛ مانند گردشگری.
حالا شاید عده‌ای بگویند این در نتیجه‌ی وابستگی به غرب و آمریکاست و ربطی به مدیریت داخلی ندارد؛ ولی مگر فقط ترکیه چنین است؟ چرا بقیه‌ی وابستگان به این مزیت‌ها دست نمی‌یابند؟ چرا ما که وابسته نیستیم با وجود این همه پیشرفتی که داشته‌ایم هنوز در تولید علم، جذب گردشگر و تأثیرگذاری فرهنگی از ترکیه عقبیم؟ چرا بازار ما همواره در رقابت با بازار ترکیه آسیب‌پذیرتر و شکننده‌تر است؟
مشکل اینجاست که مسئولان ایران به جای آسیب‌شناسی و برنامه‌ریزی اصولی برای رفع مشکلات جامعه، دائماً سعی دارند با بزرگ‌نمایی کاستی‌های دیگر کشورها، مردم را با مسکّن‌هایی نظیر امنیت آرام نگهدارند؛ ولی مگر مسکّن تا کجا می‌تواند اثر کند؟ اصلاً مگر مسکّن، درمان است؟
بهتر نیست برای یک بار هم که شده به جای وارونه‌نمایی واقعیت و بزرگ‌نمایی مشکلات دیگران در مقابل ناچیزپنداری مشکلات خود، فکری اساسی و اصولی کرده و به جای تسکین، دنبال درمان باشیم و بگذاریم پایتخت و پایتخت‌ها همان سریال‌های ساده، جذاب و ایرانی با درون‌مایه‌های صادقانه‌ی اجتماعی بمانند و آلوده به سیاست‌های مزورانه نشوند؟
پایتخت 5 در این شرایط، خیلی هنر کند قدری ملت را بخنداند و با زنان زیباروی ترک به وجد آورد؛ همین، نه بیشتر!


کلمات کلیدی: سیاست، فرهنگ

نوشته شده توسط عباس مهدوی 97/1/11:: 12:10 عصر     |     () نظر
 
رمز ماندگاری حکومت

حکومت با کفر می‌ماند ولی با ظلم نمی‌ماند.

خداوند به هیچ قومی چک سفیدامضا نداده است.

ما غفلت کنیم  و خوش خیال باشیم؛ انقلاب از دست می‌رود تا اینبار چه‌بسا دو سه قرن دیگر کدام قوم و ملت لیاقت تشکیل حکومت توحیدی پیدا کند تا شایداینبار ظهور رخ دهد.


کلمات کلیدی: سیاست

نوشته شده توسط عباس مهدوی 97/1/8:: 9:25 صبح     |     () نظر
 
درباره ی تقابل احیاگران انقلاب با استحاله کنندگان آن

نسل اول انقلاب عموماً دچار تعصب شدید نسبت به انقلاب، حکومت برآمده از آن، رهبران و چهره‌های آن است. این نسل براثر احساسات هیجانی و متعصبانه‌ی خود، چندان به ایرادات وضع پدیدآمده‌ی ناشی از انقلاب نپرداخته و اصولاً اگر نقطه‌ی ضعفی هم ببیند، به توجیه یا انکار آن می‌پردازد. در چنین شرایطی، ورود نیروهای ناصالح و در تضاد با آرمان‌های انقلاب به رأس قدرت و تلاششان برای انحراف یا حتی مرگ انقلاب، امری اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد؛ به‌ویژه اگر ضدانقلاب موفق به حذف بدنه‌ی اصلی اندیشه‌ورزان و نظریه‌پردازان انقلاب به طرق مختلف نظیر تارِش (ترور) شود. حتی بعید نیست این جامعه، پس از مدتی، به شرایط پیش از انقلاب (همان چیزی که باعث انقلاب شد) اما در لباس جدید برگردد.
ولی هرچه نسل، نوتر و جوان‌تر می‌شود، هم از میزان تعصبش کاسته می‌شود و هم کوله‌باری از تجربه‌ی نسل قبل را که اینک بعضاً سرخورده شده‌اند، به همراه خواهد داشت. در این شرایط، نسل جدید، به‌دوراز تعصبات و جزم‌اندیشی‌های نسل‌های قبلی، به نقد و بازخوانی انقلاب پرداخته و آرمان‌ها و شعارهای اصیلش را که چه‌بسا مغفول مانده یا تحریف‌شده باشند، در صورت لزوم، اصلاح و بازنگری کرده و از حاکمیت، مطالبه می‌کند.
کاملاً طبیعی است که گروهی از نسل پیشین که اینک اریکه‌ی قدرت و منافع عمدتاً نامشروع آن را در دست دارند، با زنده شدن آرمان‌ها و شعارهای انقلاب، موقعیت خود را درخطر دیده و به طرق مختلف، ازجمله «وارونه‌نمایی» آرمان‌های انقلاب و تلاش برای بسط تعصب نسبت به رهبران و چهره‌ها، به مقابله با «احیاگران انقلاب» بپردازند.
درنهایت اگر صاحبان قدرت بتوانند احیاگران انقلاب را سرکوب کنند، انقلاب به پایان خود رسیده و آنچه زمانی مردم را به اعتراض و انقلاب کشاند، سلطه‌ی خود را حتی بدتر و خشن‌تر از گذشته خواهد گستراند؛ مانند آنچه در شوروی سابق شاهدش بودیم؛ اما اگر احیاگران بتواند مطالبات خود را به کرسی بنشانند، انقلاب، باقدرت پیش رفته و جامعه به آرمان‌هایی که به خاطرش قیام کرده بود، نزدیک‌تر می‌شود.
حال باید دید در چهارمین دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و در شرایطی که از یک‌سو شاهد بروز بی‌عدالتی و فساد گسترده‌ی ساختاری و از سوی دگر شاهد موج مطالبه‌گری آرمان‌های انقلاب و مبارزه‌ی عدالت‌خواهان و برخورد شدید قضایی و موج رسانه‌ای علیه آنان هستیم، این «عدالت‌خواهان احیاگر» و معترضان به وضع موجود هستند که پیروز شده و کشور را به نیل به آرمان‌های انقلاب نزدیک می‌کنند یا اینکه شاهد استحاله‌ی تمام و کمال انقلاب و بازگشت کامل کشور به شرایط پیش از انقلاب و حتی بدتر از آن خواهیم بود؟
اینک ما در پیچ مهم و سرنوشت‌ساز تاریخی قرار داریم که یک سرش دنیای پر از بی‌عدالتی، سرکوب و فساد است و سر دیگرش دنیای آزاد و تلاشگر برای پیاده‌سازی عدالت علوی که آماده‌ی کسب ظرفیت پذیرش فرماندهی امام غایب (عج) است تا کی فرج الهی برسد و صبح بدمد، بهار جان‌ها بیاید و فصلی نو شود.

این مطلب در:

دولت بهار


کلمات کلیدی: سیاست

نوشته شده توسط عباس مهدوی 97/1/5:: 11:5 عصر     |     () نظر
   1   2      >
درباره
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
لیست یادداشت‌ها
پیوندها
آرشیو یادداشت‌ها