به کجا چنین شتابان!
بسم الله الرّحمن الرّحیم
تقریبا هشت - نُه سال پیش بود که به همراه یکی از آشنایان در دفتر هفتهنامهای در اراک نشسته بودم، یادم هست کسی که از قرار معلوم دانشجوی رشتهی کارگردانی بود و داشت فیلم کوتاهی در مورد کودکان فقیری که در بهشت زهرا [آرامستان اراک] با ریختن آب بر روی سنگ قبرها کسب روزی میکنند، میساخت! ابتدا از بی حس شدن دست کودک بازیگر بر اثر سرمای شدید هوا و تکرار مکرر صحنهی ریختن آب بر روی یک قبر توسط کودک میگفت! اما یادم نیست چه شد که بحث به علامه طباطبایی که آن روزها مراسم بزرگداشت صدمین سال تولدش در حال برگزاری بود، رسید! دوست گارگردان نگران از معضلات جامعه عقیدهاش این بود که اگر علامه طباطبایی به جای تلف کردن عمر خود و نوشتن این همه کتاب، یک اختراع میکرد؟! به مراتب بهتر بود؟! بگذریم! تیتر رسانهها را میخوانم مسئولان رسانهی ملّی؟! شادمانند از فتحالفتوح خود! چرا؟ چون با پخش فیلم و سریال توانستهاند شبکههای ماهوارهای را بی رونق کنند! البته از آن سو هم خبر موثق میرسد که فارسی 1 قصد دارد به علّت استقبال مخاطبان 4 شبکهی دیگر احداث کند که اتفاقا یکی از آنها مخصوص بچههاست! بگذریم! ساعت 23 شبکهی سه! با گزارشهایی که در مورد محتوای فارسی 1 خواندهام احساس میکنم فارسی 1 را به تماشا نشستهام! نمیدانم کارگردان چه عقدهای از خانم معلمها دارد! آن از دلنوازانش که خانم مدیر مدرسه را چنان نمایاند که به راحتی اسیر صحنه سازیها و مظلومنماییها میشد و این از فاصلهها که افکار خانم معلم به راحتی توسط برادرزادهای که میتواند حتی حکم شاگردش را داشته باشد مدیریت میشود! و کلا در حد یک زن عامی و کم سواد و ناتوان در مدیریت خانواده ایفای نقش میکند! تا آنجا که به صلاحش هست که همه چیز را نداند! پدر مذهبی که اصلا برایش مهم نیست لیلا خانم هر که بوده و هر چه بوده به هر حال زن غریبه یا لااقل نامحرم است و هر چقدر هم تلاش برای حل مشکلش لازم باشد که هست! اصولا خلوت کردن با او حتی در خیابان و خوردن بستنی دور از اصول و موازین شرعی است! از بچههایش نمیگویم فقط اینکه بدجوری دارد قبح برخی مسایل مانند دوست دختر داشتن و گفتن آن به همگان و والدین به بهانهی لجاجت و... را میشکند! فراموش نکنیم خیلی چیزها در جامعهی ما معضل بود نه بحران! مثلا خیلی عجیب بود وقتی دختری با پسری دست در دست هم قدم میزدند و همه می دانستند که... اما امان از سیل "مانی و ندا"ها و "سام و نرگس"ها و دیگر فیلمهای سینمایی که تنها وظیفهیشان گفتن معضلات و بیان زشتیهای جامعه و حداکثر نشان دادن عاقبت آنها بود و بس! یادم هست در روزنامهای مقالهای میخواندم در مورد نقش زن در ادبیات غرب که هر چه زن مثبتتر، زیباتر و در عین حال احمقتر و به کمک دیگران محتاجتر و هر چه منفیتر، باهوشتر! و جالب است در فاصلهها همین نکته تا حدود زیادی در مورد مذهبیها و غیر مذهبیها رعایت شده! اما نه! حاج رضا هم مذهبی است هم منطقی و عاقل! اما کسی از جزئیات زندگی او خبر ندارد! نمیدانیم چه کرده که محسن نکرده! فقط وظیفهاش سخنرانی اخلاقی است! و چه سخنرانیهای تاثیر گذاری! حتی نمیتواند بین دو دوست قدیمی صلح یا دست کم آتش بس برقرار کند! پدر و پسر که باید مشکل داشته باشند تا جریان داستان پیش رود! و جالب اینکه نخستین نگرانی دختر حاج رضا در موضوع زناشویی این است که مادر شوهر گرامی پس از ازدواج کجا می خواهد زندگی کند؟! و آیا واقعا در فرهنگ ایرانی- اسلامی ما اینقدر میان عروس و مادر شوهر و داماد و مادر زن فاصله هست؟ و زندگی با ایشان واقعا نماد عدم استقلال میباشد؟! و یا اینکه از زمانی که به قول مرحوم جلال آل احمد جنازهی شیخ فضلالله نوری به عنوان پرچم غربزدگی به بالای دار رفت، لازم شد خانوادهی ایرانی از هم گسسته شود تا جامعه راحتتر غرب زده گردد؟ باز هم بگذریم! به این هم کاری نداشته باشیم که از نظر خیلیها امثال فارسی 1 شبکهی بیگانگان بعضا دشمن است و صرفا به درد سرگرمی میخورد ولی شبکهی 3، همانا سیمای جمهوری اسلامی است! و یا حتی اینکه «انّ صلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر»! اما اجازه دهید به مسوولان دانشگاهی که از قرار معلوم بخشی از شمال شهر تهران را کل تهران، و کل تهران را همهی ایران تصور فرمودهاند و تازه آن هم با نگاهی سراسر اغراق و سیاه! نکتههای زیر را در مورد فرهنگ و خانوادهی ایرانی بویژه در شهرستانها که اکثریت جامعهی ما را شامل میشود بیان کنم!
نقش زن در مدیریت خانواده آنچنان است که همسایهها اغلب یکدیگر را به نام خانم خانه میشناسند و عروس شناختهتر از پسر است مثلا موقع پخش نذری میگویند این را ببر برای فلانی و این یکی برای عروسش! یا خانم همسایه زوق زده خرید میکند و خانه را آب و جارو مینماید زیرا امشب عروسش مهمان اوست! دقت کنید میگوید و میگویند عروس نه پسر! اگر یک هفته یا دو هفته بگذرد و مهمانی خانوادگی برگزار نشود همه میگوید چه شده؟! خدا نکند یک نفر یک ماه از فامیلش بیخبر باشد که نخست خودش، خودش را توبیخ میکند! سپس نوبت توبیخ توسط دیگران میرسد! کافی است شروری بخواهد به طرق مختلف از زن یا مردی اخاذی کند و تهدیدش متوجهی بنیان خانواده باشد اما زهی خیال باطل! چرا که زن و شوهر آنقدر به هم نزدیک و با هم صادقند که خیلی سریع به جای پنهانکاری معمول فیلمها و سریالهای ما حقیقت را میگویند تا با هماندیشی چارهای پیدا نمایند! و البته باز هم بر خلاف فیلمها و سریالهای رایج ما چاره در گنگستر بازی نخواهد بود! کافی است برای یکی از اعضای خانواده یا فامیل یا همسایهها و یا دوستان و آشنایان مشکلی پیش بیاید تا همگی دست در دست هم به مبارزه با آن مشکل بپردازند! البته قبول دارم به لطف فرهنگسازیهای موجود بسیاری از این رفتارها در حال رنگ باختن است! و بسیاری از آن ساختهها معضلی موجود! اما چرا برای یک بار هم که شده نیاییم به جای بدیها خوبیها را نشان دهیم! به جای آنکه بیاییم به بهانهی انذار عمومی شر را ترویج کنیم برای حفظ نشاط و سلامت روحی جامعه خیر را تبلیغ نکنیم! به جای آنکه حاج کاظم را به حاشیه ببریم و حاج محسن را قهرمان داستان کنیم برعکس نباشد و داستان ما حول زندگی حاج رضا با نیم نگاهی به زندگی محسن نباشد!
آقایان مسوول رسانهی ملّی ای کسانی که برایتان کمیت مهمتر است از کیفیت! ای کسانی که ثابت کردهاید مهم این است که دیگران این جامعه را سالم نکنند چه عیب اگر خودمان فاسدش بکنیم!
به کجا چنین شتابان!
لینک مرتبط: نقد سایت شبهه بر فاصلهها!
التماس دعا
یا علی «ع» مدد
موضوع: فرهنگی
» نظر